محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

576

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

6 - پيكار مىكنند و اتو در آن درست ، پس از آنك پديدار آمدست حقّى فرمان تو ، گويى « 1 » كه مىرانند ايشان را سوى مرگ و ايشان مىنگرند * 7 - و ياد داريد كه وعده مىكرد شما را خداى يكى ازان دو گروه حقّا كه آن شما را بود ، و دوست داشتيد كه وى خداوند « 2 » سلاح بودن ببودى آن كاروان بغنيمت شما را ، و مىخواهد خداى كه درست گرداند آن درست را مسلمانى را بسخنان وعده كردن خويش و بريده كند بنياد و بن [ و ] بيخ آن ناگرويدگان « 3 » * 8 - تا درست كند آن حق را - يعنى اسلام و اهل آن - و نيست كند آن نادرست و اگر دشخوار دارند گناه كاران « 4 » * 9 - چون فرياد مىخواستيد روز بدر به خداوند شما پس زود پاسخ كرد شما را كه : منم مدد كننده شما را بهزارى از فريشتگان از پس يك ديگر در آيندگان « 5 » * 10 - و نه كرد آن خداى مگر مژدگانى را بنصرت ، و تا آرام گيرد « 6 » بدان دلهاى شما ، و نه بود يارى دادن مگر از نزديك خداى ، حقّا كه خداى [ است ] ارجمندى درست كارى « 7 » *

--> ( 1 ) - مى پيكار كنند با تو اندر حق از پس آنچه پيدا آمد ، چنان باشدى . ( خ ) ( 2 ) - وى خداوند - بىخداوند . ( 3 ) - كه وعده كرد شما را خداى يكى از دو گروه كه آنست شما را خواهيد كه باشد جز با خار باشد شما را و خواهد خداى كه درست كند حق را سخنان او و ببرد اصل كافران . ( خ ) ( 4 ) - تا درست كند حق را و ناچيز كند باطل را و اگر نخواهند كافران . ( خ ) ( 5 ) - كفر ياد خواستيد از خداوند شما را كمن بفزايم شما را بهزار از فريشتهء پيوسته . ( خ ) - بهزار از فريشتگان دمادم آيندگان . ( صو ) ( 6 ) - مگر مژدهء تا بيارامد . ( خ ) - مگر مژده‌اى و تا آرام گيرد . ( صو ) ( 7 ) - كه خداى بىهمتاست و با حكمت . ( خ ) - خداى استوار كار است صواب كار . ( صو ) - كه خداى عزيزست حكمدان . ( نا )